على محمدى خراسانى
45
شرح مكاسب (فارسى)
واجب است و واضح است كه دليل استحباب با دليل وجوب قدرت مقابله ندارد زيرا دليل استحباب حكم را روى شيئى به عنوان اوّلى و اصلىاش مىبرد با قطع نظر از عروض و طرو هرگونه عنوان الزامآور و دليل وجوب حكم را روى همان شيئ پس از طارى شدن عنوان ملزم بار مىكند و در حقيقت در طول هم هستند نه در عرض هم . [ مثلا نماز شب به عنوان اصلىاش كه صلوة الليل باشد مستحب است ولى اگر انسان نذر كرد و يا قسم خورد كه نافلهء شب بخواند به عنوان وفاء به نذر بر او واجب مىشود و لا منافاة ، چون در عرض هم نيستند . ] ما نحن فيه همچنين است يعنى دليل استحباب ولايت مىگويد : ولايت از قبل جائر اگر مصلحتدار شد به عنوان ولايت بودن مستحب است و كارى ندارد كه مقدّمهء واجب هست يا نه . و دليل وجوب امر به معروف مىگويد : همين ولايت مستحبّه چون فعلا مقدّمهء واجب شده واجب است يا مثلا چون مورد امر والدين قرار گرفته و اطاعت آنها واجب است به اين عنوان واجب است يا مثلا چون متعلّق نذر و عهد و يمين شده بالعرض واجب است و . . . و اثبات وجوب با اين عناوين منافاتى با استحباب به عنوان اصلى و اوّلى آن شيئى ندارد . در نتيجه بايد بگوئيم : مطمئن باشيد كه چنين ولايتى واجب است نه اينكه صرفا مستحبّ باشد . قوله : فالاحسن : توجيه پنجم براى فتواى مشهور به عدم وجوب : توجيهاتى كه تا به حال ذكر شد نوعا نقطه يا نقاط ضعفى داشت كه ملاحظه شد . در پايان مرحوم شيخ مىفرمايد : بهترين توجيه براى كلام مشهور [ كه با مبانى آنها هم بسازد كه مقدّمه واجب را مطلقا واجب مىدانند ] اينست كه